تبليغاتX
## ZERO POINT ##


## ZERO POINT ##

# هرکجا هستم ، باشم ، آسمانم آبیست #

احمد شاملو

شب با گلوي خونين

خوانده ست

دير گاه.



دريا نشسته سرد.

يك شاخه

در سياهي جنگل

به سوي نور

فرياد مي كشد.
نویسنده: # آريايى # ׀ تاریخ: یکشنبه 1388/08/17 ׀ موضوع: حمید مصدق ׀ لینک این پست ׀

پر نده های قفسی

پر نده های قفسی
عادت دارن به بی کسی
عمر شو نو بی هم نفس
کز می کنن،کنج قفس

نمی دونن سفر چیه
عاشق در به در کیه
هر کی بریزه شادونه
فکر می کنن خدا شونه
یه عمر بی حبیبن
با آسمون غریبن
این همه نعمت اما
همیشه بی نصیبن

چه می دونن به چی می گن ستاره
چه می دونن دنیا کیا بهاره
چه می دونن عاشق می شه چه آسون
پرنده زیر بارون
تو آسمون ندیدن
خورشید چه نوری داره
چشمه کوه مشرق
چه راه دوری داره

قفس به این بزرگی
کاشکی پرنده بودم
مهم نبود پریدن
ولی برنده بودم
فرقی نداره وقتی
ندونی و نبینی
غصت می گیره وقتی
می دونی و می بینی

مسعود فردمنش

نویسنده: # آريايى # ׀ تاریخ: چهارشنبه 1388/08/13 ׀ موضوع: شعر معاصر ׀ لینک این پست ׀

بدون شرح

 

دنیای این روزهای من درگیر تنهایی شده

تنها مدارا میکنیم دنیا عجب جایی شده

نویسنده: # آريايى # ׀ تاریخ: جمعه 1388/08/08 ׀ موضوع: از همه جا از همه رنگ ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to noghteye0.Blogfa.com / Theme by:
bahar-20